موسیقی و ارتعاش
تحریک ضربانی سیستم شنیداری
باینورال و مونورال
اثربخشی این پدیده به صورت عمده از بررسی جریان ثابت فرکانس در هر دو گوش یعنی مونورال و یا اختلاف جریان فرکانس ورودی به صورت جداگانه در هریک از دو گوش یعنی باینورال بررسی میشود
تفاوت اصلی میان این دو روش در نحوهء گوش فرادادن به آنهاست . مکانیزم عمل بدین صورت است که امواج سینوسی با اختلاف نزدیکی پدید آمده و از طریق ویژگی پاسخ تابع فرکانسی * مغز اختلاف فاز را پردازش میکند .
* Frequency Following Response(FFR)
فرض کنید قصد ما قرار دادن مغز در حیطه امواج آلفا به طور مثال ۱۰ هرتز باشد ، بدین صورت اگر موج انتقالی را حدود ۱۰۰ هرتز در نظر داشته باشیم ما امواج سینوسی تولید میکنیم که در یک سمت از گوش ۱۰۰ هرتز ورودی باشد و در گوش دیگر ۱۱۰ هرتز، بدین شکل مغز اختلاف این جریان را پردازش میکند و در حالت آلفا ۱۰ هرتز قرار میگیرد .
حال اگر با هدفونهای استریو به این امواج گوش داده شود آنها را باینورال Monaural Beats میخوانیم و اگر از طریق اسپیکر های معمولی گوش داده شوند مونورال Binaural Beatsمیگوییم که در نهایت هردو مدل اثربخش هستند.
آیزوکرونیک تونها
در حالیکه برای بهره گیری مؤثرتر از امواج باینورال استفاده از هدفونهای استریویی توصیه اکید میشود، تکنیک دیگری-که در برنامه های لایو و حضوری استفاده میکنیم آیزوکرونیک نام دارد.
آیزوکرونیکها ضربانها یا پالسهای منظمی از یک تن یا صدای مشخص هستنند که از پدیدهء هماهنگ سازی امواج مغزی استفاده میکنند.
هماهنگ سازی امواج مغزی Brainwave entraiment
در ساده ترین تعریف آیزوکرونیکها همچون ضربانهایی هستند که بر اساس برنامه ریزی آهنگساز-اپراتور مثلا با فرکانس ده پالس در ثانیه روشن و خاموش میشوند در نتیجه باعث میشود تا مثلا مغز درحالت آلفای ۱۰ هرتز قرار گیرد.
ناگفته نماند که این کاربرد از زمانهای دور ، در فرهنگهای باستانی همچون آیینهای شمنی آمریکای لاتین ، خاورمیانه و بودیستهای تبتی و یوگیهای هندی و درمانگرهای سنتی مورد استفاده قرار میگرفته است.آنها دریافته بودند که با تولید ضرباهنگ مسمتر و ممتد وتکرار شونده میتوانند حالتهای متفاوتی از آگاهی را القا کنند که منجر به تسکین ، التیام و شفابخشی میشود

